تبليغاتX
رنگین کمان

رنگین کمان

ابرها به آسمان تکیه میکنند درختان به زمین و انسانها به مهربانی هم

دوباره من.. دوباره یاد تو...

 

دوباره تنها شده ام،دوباره دلم هواي تو را کرده.

  خودکارم را از ابر پر مي کنم و برايت از باران مي نويسم.

  به ياد شبي مي افتم که تو را ميان شمع ها ديدم.

  دوباره مي خواهم به سوي تو بيايم.تو را کجا مي توان ديد؟

  در آواز شب اويز هاي عاشق؟

  در چشمان يک عاشق مضطرب؟

  در سلام کودکي که تازه واژه را آموخته؟

  دلم مي خواهد وقتي باغها بيدارند،براي تو نامه بنويسم.

  و تو نامه هايم را بخواني و جواب آنها را به نشاني همه ي غريبان جهان بفرستي.

  اي کاش مي توانستم تنهاييم را براي تو معنا کنم و از گوشه هاي افق برايت آواز
  بخوانم.

  کاش مي توانستم هميشه از تو بنويسم.

  مي ترسم روزي نتوانم بنويسم و دفترهايم خالي بمانند و حرفهاي ناگفته ام هرگز به
  دنيا نيايند.

  مي ترسم نتوانم بنويسم و کسي ادامه ي سرود قلبم را نشنود.

  مي ترسم نتوانم بنويسم وآخرين نامه ام در سکوتي محض بميرد وتازه ترين شعرم به تو
  هديه نشود.

  دوباره شب،دوباره طپش اين دل بي قرارم.

  دوباره سايه ي حرف هاي تو که روي ديوار روبرو مي افتد.

  دلم مي خواهد همه ي ديوارها پنجره شوند و من تو را ميان چشمهايم بنشانم.

  دوباره شب ،دوباره تنهايي و دوباره خودکاري که با همه ي ابر هاي عالم پر نمي شود.

  دوباره شب،دوباره ياد تو که اين دل بي قرار را بيدار نگه داشته.

  دوباره شب،دوباره تنهايي،دوباره سکوت،دوباره من و يک دنيا خاطره.


ادامه مطلب
[ جمعه بیست و نهم اردیبهشت 1391 ] [ 10:56 بعد از ظهر ] [ z.f ] [ ]


عشق

عزیزه دلم من واسه تموم مهربانیات همین جا ازت صادقانه تشکر می کنم

خیلی دوستت دارم


ادامه مطلب
[ یکشنبه بیست و چهارم اردیبهشت 1391 ] [ 12:54 بعد از ظهر ] [ z.f ] [ ]


من همیشه دلتنگتم..

 

سلام مهربون...حرفه امشبم از دلتنگیه

دلتنگی که شاید سهم تو از اون کمتره...

اما سهمه دله من آه...چه بگم

خلاصه یک روز که نیست این قصه...

تصور کن دلی که فقط به یک شوق و یک امید میتپه

تصور کن چشمی که فقط یک تصویر رویایی داره

تصور کن دستی که گرمایه یک دست رو حس داره

تصور کن...دلتنگیه من که تو تصورت هم جا نمیگیره

دلتنگتم امروز آغاز رفتنت نیست دلتنگتم

دلتنگه لحظه ایی هستم که پیشم نیستی

من همیشه دلتنگتم...

آه...تصور کن...

تصور کن تو که توی تصورت هم دوست داشتنه من نمیگنجه...

من دلتنگتم، همیشه....

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 5:47 بعد از ظهر ] [ z.f ] [ ]


تقدیم به عشقم

چه بی هیاهوست این خلوت نهانم

شعله ای بیافروز

تا در تنگناهای تاریک شبهای بی ستاره

تو را به تصویر در آورم

غزلهایم برای توست

چرا که تو قطب زنده غزلهای منی

ومن شکسته بال ترین عاشق چند بیت آخرم

ولادت حضرت فاطمه زهرا وروز زن به همه زنان مهربان و مادران دلسوز مخصوصا عشق ابدیم

 

زهراجان

 

مبارک باد..

[ شنبه بیست و سوم اردیبهشت 1391 ] [ 2:7 بعد از ظهر ] [ z.f ] [ ]


من برای تو....

 

رزوهایت بلند بود

 

دست های من کوتاه

 

تو نردبان خواسته بودی

 

من صندلی بودم

 

با این همه

 

...فراموشم مکن

 

وقتی بر صندلی فرسوده ات نشسته ای

 

وبه ماه فکر می کنی.


ادامه مطلب
[ پنجشنبه چهاردهم اردیبهشت 1391 ] [ 4:51 بعد از ظهر ] [ z.f ] [ ]


فاطمیه

سلام به تمام دوستان ایام

 

شهادت بانوی دوعالم فاطمه

 

 زهرا خدمت تمام مسلمانان

 

 جهان تسلیت می گوییم

 

[ جمعه یکم اردیبهشت 1391 ] [ 8:30 بعد از ظهر ] [ z.f ] [ ]


رویا

گاهی در زندگی دلتان به قدری برای

کسی تنگ می شود


که می خواهید او را از رویاهایتان بیرون

بیاورید


و آرزوهای خود در آغوش بگیرید….

 

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه هشتم فروردین 1391 ] [ 8:26 بعد از ظهر ] [ z.f ] [ ]


من هوایم خوب است پرم ازوسوسه ها

                                        من نگاهم دیاست ساحلش دلهره هاست

کشتیم مانده به گل درحصار دریا

                               ردپایم باقی ست درنگاه صحرا

[ دوشنبه هفتم فروردین 1391 ] [ 4:52 بعد از ظهر ] [ z.f ] [ ]


درپناه آغوشت

 

آرام باش ،ما تا همیشه مال همیم ، همیشه عاشق و یار همیم
آرام باش عشق من ، تو تا ابد در قلبمی ، تو همه ی وجودمی
بیا در آغوشم ، جایی که همیشه آرزویش را داشتی ، جایی که برایت سرچشمه آرامش است
آغوشم را باز کرده ام برایت ، تشنه ام برای بوسیدن لبهایت
بگذار لبهایت را بر روی لبانم ، حرفی نمیزنم تا سکوت باشد بین من و تو و قلب مهربانت
خیره به چشمان تو ، پلک نمیزنم تا لحظه ای از دست نرود تصویر نگاه زیبای تو
دستم درون دستهایت ، یک لحظه رها نمیشود تا نرود حتی یک ذره از گرمای دستان لطیف تو
محکم فشرده ام تو را در آغوشم ، آرزو میکنم لحظه مرگم همینجا باشد ، همین آغوش مهربانت
چه گرمایی دارد تنت عشق من ، رها نمیکنم تو را تا همیشه باشی در کنار قلب من
قلب تو میتپد و قلب من با تپشهای قلبت شاد است ، هر تپشش فریاد عشق و پر از نیاز است
آرامم ، میدانم اینک کجا هستم ، همانجایی که همیشه آرزویش را داشتم ،همانجایی که انتظارش را میکشیدم و هر زمان خوابش را میدیدم آن خواب  برایم یک رویای شیرین بود….
در آغوش عشق ، بی خیال همه چیز ، نه میدانم زمان چگونه میگذرد و نه میدانم در چه حالی ام
تنها میدانم حالم از این بهتر نمیشود ، دنیای من از این عاشقانه تر نمیشود
گرمای هوس نیست این آتش خاموش نشدنی آغوش پاکت
عشق است که اینک من و تو را به این حال و روز انداخته ، عشق است که اینک ما را به عالمی دیگر برده ، عشق است که من و تو را نمیتواند از هم جدا کند هیچگاه

خیلی آرامم ، از اینکه در آغوشمی خوشحالم

 

آهنگ آدمکای برفی تقدیم به عشق همیشگیم:

http://s1.picofile.com/file/7323663545/Maziyar_Fallahi_Adam_Barfi.mp3.html

[ چهارشنبه هفدهم اسفند 1390 ] [ 1:4 بعد از ظهر ] [ z.f ] [ ]


خدانگهدار

 

بی تو این روزای روشن

واسه من تاریک تاره

وقتی بی تو تک تنهام

زندگیم معنا نداره

از همون روزی که رفتی

دل به هیچ کسی ندادم

فکر میکردم میرسی

یه روز تو بی کسیم به دادم

گفتن لحظه آخر

واسه من هنوز سواله

دیدن دوباره ی تو

فقط تو خواب و خیاله

لحظه های آخر تو

توی قلب من می مونه

هیشکی مثل من بلد نیست

قدر چشماتو بدونه

رفتی چشمای خیسم

یادگاری از تو مونده

بی وفاییات هنوزم

تو رو از دلم نرونده

چشم به راه تو می مونم

تا که برگردی دوباره

می ترسم وقتی که نیستی

دل من طاقت نیاره

رفتی اما خاطراتت توی

قلب من می مونه

هیشکی مثل تو بلد نیست

دلمو بسوزونه

تا وقتی که زنده هستم

چشم به راه تو می مونم

تو دیگه رفتی که رفتی

نمیای پیشم می دونم

اما هر کجا که هستی

منو تو دلت نگه دار

با چشای خیس گریون

من میگم خدا نگهدار

 


ادامه مطلب
[ سه شنبه دوم اسفند 1390 ] [ 5:40 بعد از ظهر ] [ z.f ] [ ]